Install Steam
login
|
language
简体中文 (Simplified Chinese)
繁體中文 (Traditional Chinese)
日本語 (Japanese)
한국어 (Korean)
ไทย (Thai)
Български (Bulgarian)
Čeština (Czech)
Dansk (Danish)
Deutsch (German)
Español - España (Spanish - Spain)
Español - Latinoamérica (Spanish - Latin America)
Ελληνικά (Greek)
Français (French)
Italiano (Italian)
Bahasa Indonesia (Indonesian)
Magyar (Hungarian)
Nederlands (Dutch)
Norsk (Norwegian)
Polski (Polish)
Português (Portuguese - Portugal)
Português - Brasil (Portuguese - Brazil)
Română (Romanian)
Русский (Russian)
Suomi (Finnish)
Svenska (Swedish)
Türkçe (Turkish)
Tiếng Việt (Vietnamese)
Українська (Ukrainian)
Report a translation problem


من موج خروشانم
من زنده ترین خونم
از مرگ نترسانم
از حادثه لبریزم
می افتم و میخیزم
گر دین شما این است
من کافر دورانم
دچار زندگی پست و نان خالی شد
اگر عاقل شوی در چاه مانی / اگر مالش دهی آن جاه یابی
برای رزق و روزی فراوان / ستایش کن همیشه جاه داران
بشاید "یَرزُقِ لایَحتَسِب" را / خدا از این دریچه کرده بر جا
چرا دَم می زنی از عیب و بد ها / دهانت بسته کن پا نه به هرجا
تو فکرت را نما زندانی مغز / که تا زندان نیفتی بهر یک نغز
تو که زورت نباشد مثل فیلان / چو موشی، گرچه باشی گربه سانان
بیا از خیر نِق نِق ها حذر کن / نباشد فایده، از این گذر کن
Mirror Doesn't Lie
Shadow never leaves
در عروج خویش از افلاکیان
عشق اینجا اوج پیدا می کند
قطره اینجا کار دریا می کند
رخستی تا ترک این هستی کنی
بشکن این شیشه تا مستی کنی
پرده بالا رفت و دیدم هست و نیست
راستی نا دیدنی ها دیدنیست
بنموده یی از جماع سیرم
دستم نشود به تخم کَس بند
تا باد تو کرده دست گیرم
چندان نشوی تو خوب تا من
از حسرت کون و کس بمیرم
تا حضرت مستطابِ عالی
کوچک بشوید بنده پیرم
زین پس ز جِماع رخ نتابم
خوب ار نشدی، نشو به کیرم